آمار مطالب

کل مطالب : 1898
کل نظرات : 71

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 4
باردید دیروز : 3
بازدید هفته : 154
بازدید ماه : 791
بازدید سال : 2624
بازدید کلی : 2624
نویسنده : seyedasil
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

   در روزگاری که بهانه های بسیار برای خندیدن هست

شرم خندیدن به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم

 

کار سختی نیست نشنیدن و نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز

خیلی آسان میتوانیم این عادت زشت را به ضد ارزش تیدیل کنیم

 

یه روز یه ترکه...

اسمش ستارخان بود شاید هم باقرخان . خیلی شجاع بود خیلی نترس... یکه و تنها از پس ارتش مرکزی بر اومد جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد. فداکاری کرد برای ایران برای من و تو. برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم .

یه روز یه رشتیه ...

اسمش میرزا کوچک خان جنگلی بود . برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه. اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد .

یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود . موسس سلسله زندیه . ساده زیست نیک سرت و عدالت پرور بود و تا ممکن میشد از شدت عمل احتراز می کرد .

 

منبع: http://www.mohsenj12.blogfa.com


تعداد بازدید از این مطلب: 458
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


********به وبلاگ من خوش آمدید********* خدایا مرا ببخش / مرا فهمی ده تا فرامین وحکمت هایت را درک کنم/ و مرا فرصتی دیگر برای بهتر بودن ده تا دستهاو زبان تو شوم . آمین یا رب العالمین


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران