
«شهید دکتر بهشتی سخنرانی میکرد و من و حاضران در سالن به سخنان او گوش میدادیم. اواخر صحبتهای او بود که احساس کردم لباسم آتش گرفته است. در همین لحظه سقف فرو ریخت و زیر آوار ماندم. حدود یک ساعت و نیم زیر آوار بودم. میشنیدم که همه کسانی که زیر آوار مانده بودند، شعار اللهاکبر میدادند و از یکدیگر حلالیت میطلبیدند و نام هم را صدا میکردند. همه میگفتند: ما که رفتیم، خدایا خمینی را نگه دار!»
لطفا به ادامۀ مطلب بروید





















