اسرا و سر مقدس امام حسین(ع) را به مجلس ابن زیاد وارد کردند. به روایت سید بن طاووس و دیگران روایت شده است که: بعد از آن که اسراء و سرهای مقدس شهداء را در شهر کوفه گرداندند، ابن...
روز عاشورا چون جنگ شدت گرفت و كار بر حسين (ع) بسيار سخت شد، بعضى از اصحاب آن حضرت ديدند برخى از ياران امام (ع) در اثر شدت جنگ و با مشاهده بدنهاى قطعه قطعه شده دوستانشان و فرا رسيدن وقت شهادت و جانبازى آنها، رنگ چهره شان دگرگون گشته است و لرزه بر اندام آنان افتاده و ترس دلهايشان فراگرفته است. اما خود سيدالشهدا و تعدادى از خواص يارانش برخلاف آنها هر چه فشار بيشتر، و مرحله شهادت نزديكتر مى شود رنگ صورتشان درخشنده تر گشته و سكون و آرامش بيشتر مى يابند. بعضى از اين شهامت فوق العاده تعجب كرده با امام حسين اشاره كرده، به يكديگر مى گفتند: به حسين نگاه كنيد كه ابدا از مرگ و شهادت باكى ندارد. ادامه دارد ....
هجري شمسي، و دوازدهم اكتبر سال 680 ميلادي[3] بوده است.
اما دربارة اينكه عاشوراي سال 61 قمري چه روزي از روزهاي هفته بوده است، پنج قول وجود دارد: شنبه، يكشنبه، دوشنبه، چهارشنبه و جمعه، كه در اين ميان روز جمعه بيشترين قايل را دارد. اما بررسيها و محاسبات نجومي و رياضي گوياي آن است كه عاشوراي سال 61، روز دوشنبه بوده است. اين موضوع را به دو شيوه ميتوان اثبات كرد:
در ميان اقوال مورخان درباره چگونگي دفن حضرت سيد الشهداء ـ عليه السّلام ـ و ياران باوفاي آن حضرت اندك تفاوتي، ديده ميشود؛ جهت روشن شدن موضوع به تشريح بعضي از آنها ميپردازيم:
اولين نفر از خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه در روز عاشوراي سال 61 هجري در سرزمين كربلا آماده جنگ با دشمن شد، علي اكبر فرزند امام حسين ـ عليه السلام ـ بود. او زيباترين و خوشخوترين مردم زمان خود بود و از لحاظ چهره و اخلاق و گفتار شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ بود.[1] در روز عاشورا خدمت پدر آمد و اذن ميدان خواست و امام ـ عليه السلام ـ اجازه داد. دربارة سن علي اكبر ـ عليه السلام ـ روايات مختلف است و از 18 سال تا 25 سال نقل كرده اند.[2]
پس از حادثه كربلا حضرت زينب (س)، حدود يك سال و شش ماه زندگى كرد. حضرت در كاروان اسيران، همراه ديگر بازماندگان قافله كربلا به كوفه و سپس به شام برده شد. اگر چه رهبرى بازماندگان بر عهده امام سجاد (ع) بود، زينب كبرى (س) نيز سرپرستي را برعهده داشت.
در اين كه سر امام حسين عليهالسلام كجا دفن شده است، منابع تاريخي شيعه و سني گزارشهاي گوناگوني آوردهاند تا آنجا كه هفت قول در اين باره گفته شده است. 1- كربلا:
در شب عاشورا اصحاب باوفاى امام حسين (ع) هر كدام با زبانى ، وفادارى خود را اعلام كردند. به محمد بن بشر خضرمى - يكى از ياران ايشان تازه خبر رسيد كه پسرش در مرز رى به دست كافران اسير شده است ، محمد گفت :اجر و ثواب خود و پسرم را از خداوند مى خواهم . من دوست ندارم كه پسرم گرفتار باشد و من بعد از او زنده بمانم !
امام حسين (ع) كه سخن او را شنيد، فرمود: بيعتم را از تو برداشتم . آزادى ، برو براى آزادى پسرت كوشش كن !
محمد بن بشر گفت :درندگان مرا بدرند و زنده بخورند، اگر از تو جدا گردم !
امام حسين (ع) پنج لباس برد يمانى - كه قيمت آنها هزار دينار بود - به او داد و فرمود: اينها را به پسر ديگرت بده تا با دادن اين لباس ها به دشمن، برادرش را از اسارت آزاد سازد.
بحار، ج 44، ص 394 به نقل از داستانهاي بحار الانوار – ج 1
********به وبلاگ من خوش آمدید*********
خدایا مرا ببخش / مرا فهمی ده تا فرامین وحکمت هایت را درک کنم/ و مرا فرصتی دیگر برای بهتر بودن ده تا دستهاو زبان تو شوم .
آمین یا رب العالمین