آمار مطالب

کل مطالب : 1898
کل نظرات : 71

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 39
باردید دیروز : 83
بازدید هفته : 982
بازدید ماه : 4279
بازدید سال : 9817
بازدید کلی : 9817
نویسنده : seyedasil
تاریخ : شنبه 05 دی 1394
نظرات 0


گفت دانایی که : گرگی خیره سر

/هست پنهان در نهاد هر بشر لاجرم جاری است پیکاری سترگ / روز و شب ما بین این انسان و گرگ زور بازو چاره این گرگ نیست / صاحب اندیشه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور و پریش / سخت پیچیده گلوی گرگ خویش ای بسا زور افرین مرد دلیر/ هست در چنگال گرگ خود اسیر هر که گرگش را در اندازد به خاک/رفته رفته میشود انسان پاک و انگه با گرگش مدارا میکند /خلق و خوی  گرگ پیدا میکند در جوانی جان گرگت را بگیر/وای اگر این گرگ گردد با تو پیر روز پیری گرچه باشی همچو شیر/ناتوانی در مصاف گرگ پیر دامها گر یکدگر را میدرند /گرگهاشان رهنما و رهبرند این که انسان هست اینسان دردمند / گرگهاشان اشنایان همند / گرگ ها همراه و انسان ها  غریب /

با که باید گفت این حال عجیب


تعداد بازدید از این مطلب: 737
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


********به وبلاگ من خوش آمدید********* خدایا مرا ببخش / مرا فهمی ده تا فرامین وحکمت هایت را درک کنم/ و مرا فرصتی دیگر برای بهتر بودن ده تا دستهاو زبان تو شوم . آمین یا رب العالمین


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا