آمار مطالب

کل مطالب : 1898
کل نظرات : 71

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 26
باردید دیروز : 83
بازدید هفته : 969
بازدید ماه : 4266
بازدید سال : 9804
بازدید کلی : 9804
نویسنده : seyedasil
تاریخ : پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393
نظرات 0



السلام علیکِ یا بنت رسول الله

السلام علیکِ یا بنت فاطمة و خدیجة

السلام علیکِ یا بنت امیرالمومنین

السلام علیکِ یا اخت الحسن و الحسین

السلام علیکِ یا بنت ولی الله , السلام علیکِ یا اخت ولی الله

السلام علیکِ یا عمة ولی الله و رحمة الله و برکاته...

یا سیدتنا یا زینب, اشفعی لنا فی الجنة

 

سلام علی قلب زینب الصبور

زینب، شکیبایی کن...

عشق زینب سلام الله علیها را به حسین علیه السلام همه می دانستند، این عشق در خاطره ها مانده بود!
اوج وابستگی شان زمانی جلوه خاص یافت که عبدالله بن جعفر وقتی به خواستگاری او رفته بود، زینب سلام الله علیها شرط ازدواجش را با او این گذاشته بود که:
هرگاه حسین علیه السلام بخواهد به سفری طولانی برود، من نیز با او می روم!

وقتی که به صحرای نینوا رسیدند، حسین علیه السلام عرق از پیشانی برگرفت و آهی کشید و فرمان راند: پیاده شوید و بار شترها را باز کنید. اینجا منزل گاه ماست.
عباس علیه السلام که شتر زینب را نشاند. زینب سلام الله علیها سراسیمه پیاده شد و به سمت برادر دوید؛ از نگاهش می بارید:
اینجا؟ اینجا بار بیندازیم؟ در این بیابان؟ با این زن و فرزند؟ و حسین علیه السلام لبخند زده بود. به جای پاسخ به سوال چشمانش، شعری خواند:


هرگاه حسین علیه السلام بخواهد به سفری طولانی برود، من نیز با او می روم!

وقتی که به صحرای نینوا رسیدند، حسین علیه السلام عرق از پیشانی برگرفت و آهی کشید و فرمان راند: پیاده شوید و بار شترها را باز کنید. اینجا منزل گاه ماست.
عباس علیه السلام که شتر زینب را نشاند. زینب سلام الله علیها سراسیمه پیاده شد و به سمت برادر دوید؛ از نگاهش می بارید:
اینجا؟ اینجا بار بیندازیم؟ در این بیابان؟ با این زن و فرزند؟ و حسین علیه السلام لبخند زده بود. به جای پاسخ به سوال چشمانش، شعری خواند:
ای روزگار! بد دوستی هستی، چقدر باید در هر شب و روز، حق خواهان کشته شوند؟

و زینب سلام الله علیها تلخ؛ بی آنکه نیازی باشد تکرار کرده بود:
شعر رفتن می خوانی؟
و بی آنکه بخواهد بشنود، پاسخ شنید: آری خواهر من! چنین است!

همه دیده بودند، زینب سلام الله علیها، چگونه تاب از کف داد، چگونه شیون سر داد و بر سر و رویش سیلی زد که:
آه ! حسین علیه السلام خبر از جدایی می دهد.
همه دیده بودند، حسین علیه السلام چگونه به سمتش آمد، چگونه دست لرزانش را میان دستان مهربانش گرفت، و گفت:
زینبم شکیبایی کن!

منبع:اسک دین

تعداد بازدید از این مطلب: 604
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


********به وبلاگ من خوش آمدید********* خدایا مرا ببخش / مرا فهمی ده تا فرامین وحکمت هایت را درک کنم/ و مرا فرصتی دیگر برای بهتر بودن ده تا دستهاو زبان تو شوم . آمین یا رب العالمین


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا