آمار مطالب

کل مطالب : 1898
کل نظرات : 71

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 49
باردید دیروز : 83
بازدید هفته : 992
بازدید ماه : 4289
بازدید سال : 9827
بازدید کلی : 9827
نویسنده : seyedasil
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
نظرات 0

   در روزگاری که بهانه های بسیار برای خندیدن هست

شرم خندیدن به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم

 

کار سختی نیست نشنیدن و نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز

خیلی آسان میتوانیم این عادت زشت را به ضد ارزش تیدیل کنیم

 

یه روز یه ترکه...

اسمش ستارخان بود شاید هم باقرخان . خیلی شجاع بود خیلی نترس... یکه و تنها از پس ارتش مرکزی بر اومد جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد. فداکاری کرد برای ایران برای من و تو. برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم .

یه روز یه رشتیه ...

اسمش میرزا کوچک خان جنگلی بود . برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه. اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد .

یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود . موسس سلسله زندیه . ساده زیست نیک سرت و عدالت پرور بود و تا ممکن میشد از شدت عمل احتراز می کرد .

 

منبع: http://www.mohsenj12.blogfa.com


تعداد بازدید از این مطلب: 469
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


********به وبلاگ من خوش آمدید********* خدایا مرا ببخش / مرا فهمی ده تا فرامین وحکمت هایت را درک کنم/ و مرا فرصتی دیگر برای بهتر بودن ده تا دستهاو زبان تو شوم . آمین یا رب العالمین


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا