آمار مطالب

کل مطالب : 1898
کل نظرات : 71

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 4
باردید دیروز : 3
بازدید هفته : 154
بازدید ماه : 791
بازدید سال : 2624
بازدید کلی : 2624
نویسنده : seyedasil
تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
نظرات 0

قَــبــرها پُـر اَست اَز جَوانانـــی كه می خواستَند دَر پـیری توبـه كُننَد !!!

 

همه ی انسان ها با هم برابرند

اما بعضی ها برابر ترند !!!

و

این را هم بخوانید و تامل کنید!  :

 

توی قصابی یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد .....

یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم .....

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش .....

همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه .....

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟
پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!

قصاب آشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن .....

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟

جوون گفت اّره .سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره . سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟

پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه .شیکم گشنه سَنگم مُخُوره .....

جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش میگن تُوله سَگِ دوپا نِنه .

اینا رو برا بچه‌هام می‌خام اّبگوشت بار بذارم!!!

جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن .....

پیرزن بهش گفت: تُو مَگه اینارو برا سگت نگرفته بُودی؟

جوون گفت: چرا !!

"پیرزن گفت: ما غِذای سَگ نِمُخُوریم نِنه ....."

بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و آشغال گوشتاش رو برداشت و رفت....

تعداد بازدید از این مطلب: 881
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : seyedasil
تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
نظرات 0

منبع:http://iramin.blogfa.com

تعداد بازدید از این مطلب: 739
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : seyedasil
تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
نظرات 0
02159086072283506422.gif
تعداد بازدید از این مطلب: 623
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : seyedasil
تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
نظرات 0

افسران - مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید...

تعداد بازدید از این مطلب: 850
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


نویسنده : seyedasil
تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
نظرات 0

نیمه شعبان مـبـارکبـــاد

اللهم عجل لوليک الفرج

تعداد بازدید از این مطلب: 858
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : seyedasil
تاریخ : جمعه 31 اردیبهشت 1395
نظرات 0

صورة

تعداد بازدید از این مطلب: 846
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : seyedasil
تاریخ : جمعه 31 اردیبهشت 1395
نظرات 0

http://www.noorfatema.org/up/uploads/13384126914.gif

لطفا به ادامه مطلب بروید
تعداد بازدید از این مطلب: 712
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : seyedasil
تاریخ : جمعه 31 اردیبهشت 1395
نظرات 0

نمی دانم دست یا پا ؛ ولی می گفت گیر است

شاید هم هر دو را می گفت.حالا ماندم کدامشان گیرتر بود ؟

آن چیزی که پایش بود یا این چیزی که سرم بود ؟

به هر حال احساس می کردم که پای او بیشتر گیر است تا دست و پای من .

البته از شما چه پنهان ، چادرم هم گیر هست

چشم های هرزه در تاروپودش گیر می کند…

منبع:http://alisghar-saadatpour.mihanblog.com

تعداد بازدید از این مطلب: 793
|
امتیاز مطلب : 372
|
تعداد امتیازدهندگان : 122
|
مجموع امتیاز : 122


نویسنده : seyedasil
تاریخ : پنج‌شنبه 30 اردیبهشت 1395
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 607
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


نویسنده : seyedasil
تاریخ : پنج‌شنبه 30 اردیبهشت 1395
نظرات 0
تعداد بازدید از این مطلب: 385
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


********به وبلاگ من خوش آمدید********* خدایا مرا ببخش / مرا فهمی ده تا فرامین وحکمت هایت را درک کنم/ و مرا فرصتی دیگر برای بهتر بودن ده تا دستهاو زبان تو شوم . آمین یا رب العالمین


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران