رییس خانواده
مهدی به کتابفروشی رفت
و گفت:
آقا کتاب " مردها رئیس خانواده " را دارید؟؟؟
کتابفروش : نه آقا کتابهای تخیلی نداریم
(با عرض پوزش از دوستای گلم)

آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد
کاش بنزیِن مرا نیز مهیا می کرد!
پمپ بنزیِن و صف و کارت و منِ پیت به دست
کاش می آمد و از دور تماشا می کرد !
.














