
خداحافظ ماه حضرت زینب خداحافظ ماه حضرت رقیه سلام الله علیها
حدیث داغ جدائی نمیتوان گفتن که هر که می شنود ، شعله وار می سوزد …
ماه صفر هم به اتمام می زسد .
ماه غم و اندوه آل الله که شرر به خرمن جان هر محب و عاشقی می زند !
ماه خون ، گریه و درد …
از دروازه کوفه و گوشه خرابه تا حریم یار ، کربلا !
براستی چه کسی را یارای آن هست تا در طپش موج مصیبات ، قد کمان نشود ؟
براستی قلب صاحب عزا از مصیبت جد غریبش صد چاک است …
و تنها مرحم او بر این زخم ، دعا کردن شیعیان برای فرج و ظهور اوست …
که با این دعا ، نه تنها قلب مولا تسکین می یابد که گشایش امور نیز از برکات آن است .
که پیامبر مهربانی فرمودند : ” وَ اَکثَروا اَلدُّعا بِتَعجیلِ الفَرَج وَ اِنَّ فی ذلِکَ فَرَجُکُم “
پس ای شیعه ، عاشق و محب ! در این غروب جمعه آخر ماه صفر ، دستان خود را بالا گیر و دعای فرج را زمزمه کن .
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
پايان ماه روضه شده ، غم گرفته ام
هيئت تمام گشته و ماتم گرفته ام
بعد از دو ماه گرفت صدا هاي ذاكران
تازه دلم شكسته شده دم گرفته ام
بعد از دو ماه كه در مطبت هستم اي طبيب
از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام
مرهم براي درد دلم اشك روضه بود
اينگونه بوده اشك دمادم گرفته ام
شبها چقدر گم شده ام بين كوچه ها
وقتي سراغ هيئت و پرچم گرفته ام
از مادرت بپرس ، نوكريم را قبول كرد ؟
آيا برات كرببلا هم گرفته ام ؟
افسوس مي خورم كه زخيرات سفره ات
از دست مهر مادرتان كم گرفته ام
دلتنگ مي شوم به خدا بر محرمت
خرده مگيريم زچه ماتم گرفته ام
اي روضه خوان ادامه بده اشك و آه را
شعر وداع نه ..... شور محرم گرفته ام













