| نوخندان | ||
|---|---|---|
|
|
||
| اطلاعات کلی | ||
| کشور | ||
| استان | خراسان رضوی | |
| شهرستان | درگز | |
| بخش | نوخندان | |
| مردم | ||
| جمعیت | ۳۰۳۵ | |
| جغرافیای طبیعی | ||
| ارتفاع از سطح دریا | ۶۱۱ متر | |
نوخَندان شهری است در استان خراسان رضوی در شرق ایران. این شهر در بخش نوخندان شهرستان درگز قرار دارد.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۰۳۵ نفر بوده است
جغرافیای درگز
موقعیت درگز در استان خراسان رضوی

شهرستان درگز از جمله شهرستانهای شمال استان خراسان است که بین۲۹٫۵۸ تا۳۷٫۵۹طول جغرافیایی و ۴۳٫۳۷تا ۵۵٫۳۶عرض جغرافیایی واقع شدهاست .
از شمال به جمهوری ترکمنستان و از شرق به شهرستان مشهد ، از جنوب به شهرستانهای چناران و قوچان و از مغرب به شهرستان قوچان محدود است .
وسعت آن ۴۱۹۴ کیلومتر مربع معادل ۴/۱ درصد مساحت کل استان است . درگز در فاصله ۱۲۳ کیلومتری شهر قوچان و ۲۵۸ کیلومتری شهر مشهد قرار گرفتهاست . ارتفاع آن از سطح دریا ۴۸۰ متر میباشد .
این شهرستان با جمهوری ترکمنستان حدود ۲۵/۱۵۵ کیلومتر مرز مشترک دارد . شهرستان درگز عمدتاً کوهستانی میباشد و فقط دشت درگز در میان رشته کوههای هزار مسجد پست و هموار است . دو رودخانه دائمی به نامهای درونگرو حاتم قلعه ( زنگلانلو ) با آبی هر کدام حدود ۸۰۰ لیتر در ثانیه و دو رودخانه فصلی به نامهای کال شور صداقت و گرنی در آن جریان دارند .
در کتابها و منابع و اسناد تاریخی از درگز با نامهای داراگرد – نیسایا ( نساء ) آپاوارتاکی ابیورد و نساباورد و نسادرون و ابیورد و خاوران یاد شدهاست .
درگز از سال ۱۳۲۹ در تقسیمات کشوری شهرستان شدهاست .
شهرستان درگز دارای چهار بخش ( مرکزی ، چاپشلو ، نوخندان و لطف آباد ) شش دهستان ( تکاب ، قره باشلو ، میانکوه ، دیباج ، درونگر و شهرستانه ) ۴ شهر میباشد .
اطلاعات جمعیتی و پیشینه شهرستان درگز
کل جمعیت شهرستان درگز۸۰۳۱۱ نفر میباشد . که از این تعداد جمعیت۴۳۷۴۵ نفر شهری و ۳۶۵۶۶نفر روستایی میباشند که ۵۵ درصد راجمعیت شهری و ۴۵ در صد را جمعیت روستایی تشکیل میدهند.
میزان موالید خام این شهرستان ۱۸٫۴ درصد و میزان مرگ خام آن ۶٫۸ درصد است که میزان رشد طبیعی جمعیت این شهرستان ۱٫۱ درصد است .
میزان تراکم نسبی یا نفر در کیلومترمربع شهرستان ۱۹٫۱۵ میباشد. از کل جمعیت شهرستان ۱٫۶ درصد را جمعیت زیر یک سال و ۷٫۵
درصد را جمعیت بالای ۶۵ سال،تشکیل میدهند.
شهر و ناحیه درگز از دوران پیش از اسلام تاکنون داراگرد ، نسیایا ، آپاوارتاکن ، باورد ، ابیورد ، اتک ،نسایا ، نسا ، درون ، خاوران و دریجز نامیده میشدهاست .
ناحیه درگز در گذشته یکی از نقاط مهم باستانی پارت و خراسان بود که به موجب قرارداد ننگین آخال ۱۲۶۱ هـ . ش / ۱۸۸۲ م ، کنارة آباد و تاریخی آن ، از تجن تا نزدیکی عشق آباد ، از ایران جدا شده و جزء ترکمنستان گردید .
درباره نامگذاری این شهرستان ، تا کنون داوریهای گوناگونی داده شدهاست . شماری گفتهاند چون در این ناحیه بیشه و درخت گز زیادی وجود داشته ، به « دره گز » سرشناس شدهاست ، که این نامگذاری درست نیست .
داوری درست تر ، از سده ۳ پ . م ، یعنی زمان اشکانیان است . پس از آن که اشکانیان علیه سلوکیان برخاستند ، اشک اول ( ارشاک ) در ضمن نبرد کشته شد ، ولی برادرش تیرداد به پیروزی رسید و شهری به نام داراگرد ، در پارتیای اصلی بنیاد گذارد . آپاوارتاکن ، که بعضی آن را پارتیای اصلی و شماری پارتیای ویژه نوشتهاند، به ناحیه شمال پارت گفته میشود.
پیرنیا بر پایه نوشتههای تاریخ و جغرافی نگاران پیشین ، پارت اصلی را کوهستان و دشت کردان در خراسان و اتک و به بیان دیگر بین بیابان مشهد و کویر خوارزم دانستهاست .
بنابراین نواحی درگز ، بجنورد ، اسفراین ، قوچان ، شیروان و کلات در قلمرو پارت اصلی قرار داشتهاست . ایزیدورخاراکسی که در سده ۳ پ . م میزیست ، محل شهر دارا را در شمال پارت تعیین کرده و به آن « آپاوارتانن » گفتهاند . ژوستن ( سده ۲ پ . م ) محل این شهر را در دامنه کوه زاپاتنن و پلین ، دانشمند رومی ( سده ۱ پ . م ) در دامنه کوه آپاوارتن دانستهاند . ژوستن ،آپاروارتن ، کوه ابیورد که در گذشته باورت / بااورت و سپس باورد میگفتند ، دانستهاست .
دایرة المعارف اسلامی ، ابیورد را سرزمین نیاکان اشکانی و محل شهر دارا را در آن جا تعیین کردهاست . بنابراین بایستی شهر « دارا » در دامنه کوههای درگز قرار داشته باشد .
از آن جا که به گفته پلوتارک و تائیدهارولد لمب ، نویسنده کتاب قدم به قدم با اسکندر ، دارا ، آخرین پادشاه هخامنشی در این ناحیه کشته شدهاست ، اشکانیان نام پایتخت نخستین خود را « داراگرد » نهادهاند . « گرد » در روزگار کهن ، به معنای شهر بوده ، واژگان سیاوش گرد ، پیروزگرد ، بروگرد ( بروجرد ) ، بیژن گرد ، خسروگرد و… بیانگر نام سازنده و شهر است و داراگرد یعنی شهر دارا نیز روی همین معنا پدید آمدهاست .
در روزگار ساسانیان تغییرات زیادی در حد و حدود شهرهای این منطقه صورت میگیرد و ابیورد که شامل منطقه وسیعی بوده و تا دامنه کوههای درگز گسترده بودهاست ، مرکزیت پیدا میکند .
حاکم ابیورد را « بهمنه » مینامیدند که به صلح تسلیم مسلمانان شد . پس از تسلط اعراب این سرزمین یکی از پایگاههای مهم مسلمانان قرار گرفت .
بعضی از محققان این چنین اظهار نظر کردهاند که در قلعه داراگرد که در زمان ساسانیان مرکز روحانیون زرتشتی و دارای ضرابخانه بودهاست ، در اواخر قرن اول هجری قمری سکه ضرب شدهاست .
حدود منطقه ابیورد در این زمان از سرخس تا نسا گسترده بودهاست . این سرزمین که در انتهای دشت قراقوم بر سر راه قبایل مختلف مهاجم دشتهای داخلی آسیا در ابتدای اولین خطه جلگههای حاصلخیز خراسان قرار گرفته است ، بنابر موقعیت طبیعی و نظامی از دیر باز محل کشمکشها و زد و خوردهای اقوام مختلف بودهاست .
با سقوط سامانیان دفاع ولایات شمالی ایران در برابر حملات چادر نشینها به سستی گرائید و هجوم صحرا نشینان آسیای مرکزی به خراسان فزونی گرفت . به روزگار سلطان محمود غزنوی ترکمانان ( غزان ) به منطقه نسا و ابیورد و درگز هجوم آوردند و در این شهرها سکنی گزیدند و ترکی شدن این نواحی آغاز گردید .
محققان محلی دوران سلجوقیان و اوایل خوارزمشاهیان را دوره شکوفایی خاوران ( ابیورد را از قرن ۴ به بعد خاوران میگفتند ) نامیدهاند ، شیخ محمد شهرستانی ، انوری ابیوردی ، اسعد مهنه یی و … از این سرزمین برخاستند .
به همت اینان خاوران یکی از مراکز علمی شد .
به روزگار چنگیز ، پسرش « تولی » ابیورد را تصرف کرد و به نهب و تاراج اهالی پرداخت و آن شهر زیبا را که در آن عالمی از عمارات موج میزد با خاک یکسان نمود و اکثر مردم را از دم تیغ گذراند .
البته ابیورد در نهضتهای شیعه که در اواخر دوران بنی امیه در سراسر خراسان صورت گرفته بود سهمی بزرگ داشتهاست و نیز در قیامهای علیه حکام عباسی در قرن سوم هجری شرکت جستند .
در زمان خلافت هارون ۱۸۵ ق . شخصی به نام ابوالخسیب بر ضد عباسیان و عامل آنان در خراسان قیام کرد و بر ابیورد تسلط پیدا کرد .
این شهر با این همه عظمت و بزرگی پس از هجوم مغولان و بعد از او تیمور ورونق خود را از دست داد و از اواخر قرن هشتم که شهرها و آبادیهای این منطقه مورد تجاوز و اشغال ازبکان قرار گرفت دوران قدرت آن شروع گردید .
در اوایل عصر افشاری ساختن مسجد بزرگی در مولود آباد ( زادگاه نادر ) و برخی ساختمانها در شهر نشانی از گسترش و رونق درگز میباشد ، ولی ویرانیهایی که ناشی از تهاجمات اقوام همسایه بود ، همراه با عدم توجه حکومت مرکزی وخصوصاً جدایی قسمت آباد و تاریخی آن ( با ۹ هزار خانوار جمعیت و ۲۴ شهرک و روستا ) که نام ابیورد را نیز با خود دارد ، توانائیهای این شهر را به فراموشی سپرد . اکنون اندک آثار به جا مانده در شهر درگز مربوط به حاشیه باز یکی از دامنه کوههای هزار مسجد ( درگز فعلی ) میباشد . در حالیکه آثار تاریخی بی نظیری از دورهاشکانیان و دوران اسلامی در آن سوی مرزها قرارگرفتهاست .
منبع: http://itdt.info/delavar.info/













