آمار مطالب

کل مطالب : 1898
کل نظرات : 71

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 4
باردید دیروز : 3
بازدید هفته : 154
بازدید ماه : 791
بازدید سال : 2624
بازدید کلی : 2624
نویسنده : seyedasil
تاریخ : سه‌شنبه 04 آذر 1393
نظرات 0

در چنین شرایطی این اسراء را وارد می‏کنند و همین زینب (س) اسیر رنج دیده و رنج کشیده، در همان‏ محضر چنان موجی در روحش پیدا شد و چنان موجی در جمعیت ایجاد کرد که‏ یزید معروف به فصاحت و بلاغت را لال کرد. یزید شعرهای ابن‏زبعری را با خودش می‏خواند و به چنین موقعیتی که نصیبش شده است افتخار می‏کند. زینب فریادش بلند می‏شود: «شمخت انفک»! «اظننت یا یزید حیث اخذت علینا اقطار الارض و آفاق السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاساری ان بنا علی الله هوانا و بک علیه کرامه» ؟ ای یزید! خیلی باد به دماغت انداخته‏ ای تو خیال می‏کنی اینکه امروز ما را اسیر کرده ‏ای و تمام اقطار زمین را بر ما گرفته ‏ای، و ما در مشت نوکرهای تو هستیم، یک نعمت و موهبتی از طرف‏ خداوند بر تو است؟! به خدا قسم تو الان در نظر من بسیار کوچک و حقیر و بسیار پست هستی، و من برای تو یک ذره شخصیت قائل نیستم .
(بحار الانوار، جلد 45، صفحه 133 و مقتل الحسین، مقرم، صفحه‏ 462 و لهوف، صفحه 76)


تعداد بازدید از این مطلب: 710
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


********به وبلاگ من خوش آمدید********* خدایا مرا ببخش / مرا فهمی ده تا فرامین وحکمت هایت را درک کنم/ و مرا فرصتی دیگر برای بهتر بودن ده تا دستهاو زبان تو شوم . آمین یا رب العالمین


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران