همانا مساجد خدا را کسانی آباد می‌کنند که به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌اند. (قرآن کریم - سوره توبه - آیه 8) ----- پیامبر (ص) می فرماید : من بنی لله مسجداً ولو کمفحص قطاه بنی الله له بیتاً فی الجنه: کسی که مسجدی برای خدا بسازد اگر چه به اندازه لانه گنجشکی باشد خداوند خانه ای برایش در بهشت مهیا می کند -------به اطلاع شما عزیزان خیر و متدین می‌رسانیم که جهت ساخت و تکمیل ، مسجد ابوالفضل‌العباس(ع) نوخندان ، نیاز مبرم به کمک‌ها و مساعدت‌های نقدی و غیر‌نقدی عاشقان حضرت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) داریم . لذا از شما مؤمنان و خیّرین عزیز دعوت می شود تا کمر همّت را بسته و در تکمیل این مسجد ما را همیاری کنید تا برای شما صدقه جاریه ای نزد خداوند نوشته شود. این مسجد با همکاری و كمك شما شروع کردیم و ان شاءالله با همّت عالی و کمکهای سخاوتمندانه شما تکمیل خواهد شد. در صورت امکان و برای مساعدت و مشارکت در این امر خداپسندانه شما عزیزان می‌توانید با هیئت امنای مسجد با شماره تماس 09153821519 تماس گرفته و یا به شماره حساب 0104511575005 بانک صادرات کمک‌های نقدی خودتان را واریز نمایید----------اجرکم عندالله ------------ هیئت‌امنای مسجد حضرت ابوالفضل‌العیاس(ع) نوخندان(خراسات‌رضوی)-ا. < گزل وطنم نوخندان
ضرب المثل های ایرانی و کاربرد آنها

  حرف - ا

اثاث خونه به صاحب خونه

سر و وضع و اثاث خانه نشان دهنده سلیقه و روحیات صاحب آن می باشد

 

اجاره نشین خوش نشینه
کسی که خانه ندارد می تواند به راحتی محل زندگیش را عوض کند و هر جایی که خوشش آمد زندگی کند. دلبستگی نداشتن به چیزی

 

اجاق کور بهتر از بچه بی نور

اجاق کور یعنی زن نازا یا بی بچه، اشاره به این که فرزند نداشتن بهتر از فرزند نا خلف داشتن است

 

اجل دور سرش می چرخد

وضعیت ناگوار و خطرناکی در انتظارش است

 

احمد نباشه یار من، الله بسازه کار من

اگر کسی کمکم نکند خداوند یاریم می کند

 ادب از که آموختی؟ از بی ادبان
از اعمال بی ادبان هرچه به نظر ناپسند و زشت آید نباید انجام داد. رفتار زشت دیگران را دیدن و خلاف آن انجام دادن

 

ارث دست کسی سپردن

توقع بیجا از کسی داشتن

 

اره بده تیشه بگیر

یکی به دو، مشاجره، بگو و بشنوی همراه با درگیری بر سر چیزی

 

اره و اوره و شمسی کوره

جمع بی تربیت و شلوغ که اغلب در مورد مهمان ها گفته می شود

 

از آب درآمدن

مشخص شدن نتیجه کار

 

از آب گل آلود ماهی گرفتن

از موقعیت خراب و آشفته و سوء استفاده کردن

 

از آب کره گرفتن

خست و حسابگری بیش از حد، از هرکه و هرچه کمترین چیز استفاده بردن و طرف نظر نکردن

 

از آسمان به زمین می بارد نه از زمین به آسمان

توانگران به نیازمندان چیزی عطا می کنند نه نیازمندان به ثروتمندان

 

از ابروش سرکه میریزد

به آدم اخمو و بداخلاق و ترشرو گویند

 

از اسب افتاده از نسل که نیفتاده!

هستی و سرمایه اش از دست رفته، شخصیت و اصالتش که از بین نرفته

 

از اون ماست کل عباس چشام دید و دلم خواست

هوسبازی که هرچه ببیند دلش بخواهد

 

از اون نترس که های و هوی دارد از آن بترس که سر به تو دارد

کسانی که در ظاهر شلوغ و پر شر و شور هستند همه چیز خود را عیان می کنند اما کسانی که ساکت و بی صدا و به نظر بی آزار هستند و چه بسا خطرناکند

 

از این حسن تا آن حسن صد گز رسن

اشاره به دو چیز ظاهرا مشابه که از نظر ارزش و مقام تفاوت زیادی باهم دارند

 

از این ستون به آن ستون فرج است

گذشت زمان ممکن است موجب گشایش در کار شود

 

از این شاخه به آن شاخه پریدن

حرف یا کاری را با حوصله تمام نکردن و دائما از موضوعی به موضوع دیگر یا از کاری به کار دیگر پرداختن، ناقص انجام دادن کارها

 

از این گوش میگیره از اون گوش در میکنه

شنونده ای که به حرف یا نصیحتی بی اعتنا باشد، گویی که نشنیده باشد

 

از اینجا مانده و از آنجا رانده

از دو طرف محروم یا ناامید، سرگردان

 

از بام میخواند از در می راند

رفتار دوگانه، دو نوع حرف زدن

 

از بای بسم الله تا تای تمت

از ابتدا تا انتها، با دقت و کامل

 

از بی کفنی زنده است

آنقدر مفلس و بیچاره است که حتی پول کفنش را هم ندارد

 

از بیخ عربه

نفهم و خنگ و بی عار، نادان

 

از پشت خنجر زدن

دشمنی پنهان، دشمنی از راه دوستی، خیانت کردن

 

از پی هر گریه آخر خنده ایست

بعد از هر غم و سختی انشاءالله خوشی و آسایشی است. اشاره به آیه ان مع العسر یسری. پایان غم و غصه خوشی و آسایش است

 

از تنگ و تا نیفتادن

صلابت و قدرت خود را حفظ کردن و ضعف نشان ندادن

 

از تو حرکت از خدا برکت

اگر انسان تلاش و کوشش کند خداوند حتما به او روزی و موفقیت در انجام کاری که در آن قدم برداشته عطا خواهد کرد

 

از تو عباسی از من رقاصی

پول از تو کار یا اطاعت از من (انجام هر کاری به خاطر پول حتی رقصیدن)

 

از چاله به چاه افتادن

از یک وضعیت بد به وضعیت بدتر گرفتار شدن

 

از خجالت آب شدن

شرمندگی زیاد در حد ذوب شدن و عرق کردن

 

از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان

وقتی بخواهند رازی را به کسی بگویند این جمله را ادا می کنند

 

از خر شیطان پایین آمدن

کوتاه آمدن، دست از یکدندگی و لجاجت برداشتن و به اصطلاح شیطان را از خود دور کردن

 

از دماغ فیل افتاده

خیلی ناز و افاده داره، شخص متکبر

 

از دنده چپ بلند شدن

بد قلق و بداخلاق شدن و سر ناسازگاری گذاشتن

 

از دور دل می برد از نزدیک زهره

کسی یا چیزی که از دور خوب و جالب باشد اما از نزدیک بد و زشت

 

از سکه افتادن

چیز که جلا و زیبایی اولیه خود را از دست داده باشد

 

از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

از راحت ترین تا نایاب ترین چیزها (معمولا خوراکی) فراهم است

 

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید

به کسی که وضع را بدتر و ناگوار تر از اول کرده باشد گویند. تقاضای برگرداندن وضع به حالت اول

 

از عرش تا فرش

از آسمان تا زمین و هرچه در آنهاست

 

از ما به خیر و از شما به سلامت

هنگامی که بخواهند راه یا کار و برنامه خود را از دیگری جدا کنند می گویند

 

از ما گفتن از شما نشنیدن

آنچه را لازم بود و وظیفه داشتیم بگوییم گفتیم دیگر خودتان میدانید که بپذیرید یا نپذیرید. اتمام حجت کردن

 

از ماست که بر ماست

نباید از دیگران گله کرد، آنچه بر ما میرسد نتیجه کار خودمان است

 

از منبر پایین نیامدن

از پرگوئی و پشت هم اندازی دست برنداشتن. پر حرفی کردن

 

از ناعلاجی به خر میگه خانوم باجی

وقتی که به ناچار چیز یا کس دیگری را به جای اصل آن چیز قبول کنند می گویند

 

از نخورده بگیر بده به خورده

گذشت و احسان فقیر بیشتر است و ثروتمند بیشتر حرص میزند

 

از نیش عقرب به مار غاشیه پناه بردن

قوی پنجه کم آزار تر بهتر از ضعیف نمای پر آزار است؛ اجبارا از ظالم به ظالم تر پناه بردن

 

از هر دست که بدهی از همان دست پس میگیری

نتیجه عمل انسان به خودش بر می گردد چه عمل زشت و ناپسند و چه کار خوب و پسندیده و درست

 

از هر طرف باد بیاد بادش میدهد

کسی که بنا بر مصلحت خود و خوشایند این و آن عقیده و روش خود را تغییر دهد

 

از هرچه بدش می آمد سرش آمد

چیزی را که نمی خواست برایش پیش آمد

 

از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است

صحبت راجع به هر چیز کسل کننده است جز سخن مورد پسند و حرف دل، حرفی که اصل مطلب است و باید از گفتن سخنان دیگر خودداری کرد

 

از هول حلیم در دیگ افتادن

به خاطر ذوق و طمع و حرص زیاد عجله کردن و دچار ضرر شدن

 

از کله سحر تا بوق سگ

از اول صبح تا آخر شب

 

از کوره در رفتن

عصبانی شدن

 

از کیسه خلیفه بخشیدن

از قول دیگری و از جیب کس دیگر وعده انجام کاری یا خرج کردن را دادن

 

اسبش را گم کرده دنبال نعلش میگردد

اصل را رها کردن و دنبال فرع بودن

 

استخوان لای زخم گذاشتن

دردی را شدیدتر کردن

 

اسم بدنامی

ننگ و نامه روی کسی زدن

 

اسمش را بگو تا من صدایش کنم

تا وقتی اصل و ماهیت چیزی یا خواسته ای به روشنی معرفی و مشخص نشود دیگران آنرا به رسمیت نمی شناسند

 

اشک کباب موجب طغیان آتش است

التماس، زاری، نجابت و سازش مظلوم موجب گستاخ شدن ظالم می شود

 

اشکش دم مشکش است

آماده برای گریه و زاری است

 

اصفهان نصف جهان

اصفهان آنقدر دیدنی و زیباست که برابر با زیبایی نصف جهان است

 

افاده ها طبق طبق، سگها به دورش وق و وق

معمولا سگها به طرف ژنده پوش بی چیز پارس می کنند، بنابراین کسی که تازه به جایی رسیده نمی تواند در نزد کسی که سابقه فقر و بی نوایی اش را میداند فخر بفروشد

 

افسار پاره کردن

سر خود و سرکش شدن، هرز و ول و نافرمان شدن. اشاره به طغیان یا عصیان کردن

 

اگر بار گران بودیم و رفتیم

بعد از مدتی در جایی و در نزد کسی بودن در هنگام وداع و خداحافظی گفته می شود

 

اگر را کاشتند سبز شد

با اگر و اما و وعده های بیهوده چیزی حاصل نمی شود

 

اگر لب تر کند

با کوتاهترین سخن و کمترین خواهش (در واقع یک اشاره) طرف کاری را انجام دادن

 

اگر نخوردیم نان گندم، دیدیم دست مردم

ممکن است کسی کاری یا چیزی را شخصا تجربه نکرده باشد ولی دیده یا شنیده باشد و به هر حال در جریان امر باشد

 

اگر هفت تا دختر کور و کچل داشته باشد با ساعتی شوهر میدهد

اشاره به زرنگی و زبان بازی طرف

 

اگه باباشو ندیده بود ادعای پادشاهی میکرد

مغرور و متکبری که گذشته و اصلیت خود را فراموش کرده باشد

 

اگه علی ساربونه میدونه شترو کجا بخوابونه

آدم وارد و باتجربه مهارت دارد و میداند چه باید بکند

 

اگه هوسه یک دفعه بسه

کاری که یکبار برای امتحان یا از روی کنجکاوی یا هوس انجام شود و تکرار آن دلچسب نباشد

 

الهی دست به خاکستر بزنی طلا بشه

دعا در حق کسی به معنی: روز بروز بهتر شدن وضع مالی و اوضاع زندگی و پیشرفت کارها بر وفق مراد

 

الکی خوش

خوشی و خوشحالی بی مورد

 

امام زاده است و همین یک قندیل

اظهار بی نوایی کردن و کل دارایی ناچیز خود را بر شمردن

 

امروز نقد فردا نسیه

از آنجایی که هر فردایی که فرا برسد تبدیل به امروز می گردد بنابراین این عبارت یعنی نسیه داده نمی شود

 

انتظار بدتر از مرگ است

اشاره به شدت اضطراب و تب و تاب انتظار که از مرگ هم غیر قابل تحمل تر می باشد

 

انداختن و در رفتن

سر کسی کلاه گذاشتن و جنس نا مرغوب به او فروختن و از دسترس دور شدن

 

اندازه نگهدار که اندازه نکوست

رعایت اعتدال و میانه روی در هر کاری

 

انسان جایز الخطاست

انسان معصوم نیست، کاهی اشتباه می کند

 

انگار ماست تو دهنشه

کسی که شل و بی رمق حرف بزند

 

انگار کمر (شاخ) غول را شکسته

فکر می کند کار بزرگی انجام داده

 

انگشت به دهان ماندن

شوکه شدن، از فرط حیرت و تعجب زیاد انگشت روی دهان ماندن

 

انگشت نما شدن

شناخته و مشخص و زبانزد شدن و مورد توجه خاص و عام قرار گرفتن از بعد منفی

 

انگل شدن

وبال گردن شدن، مزاحم و سربار

 

اول اون رو که زائیدی بزرگ کن

اول کاری را که شروع کرده ای تمام کن و نتیجه اش را ببین بعد به کار دیگر بپرداز

 

اول برادریت را ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث بکن

خطاب به آدم عجول و پررویی که بخواهد زود به نتیجه و سود برسد. ادعای ناحق داشتن

 

اولاد بادام است نوه مغز بادام

معمولا عقیده پدربزرگ و مادربزرگ ها این است که نوه فرزند هم دوست داشتنی تر است

 

اون روز که جیک جیک مستونت بود یاد زمستونت نبود؟

در روزگار خوشی و راحتی باید با دوراندیشی به فکر سختی های احتمالی آینده هم بود

 

ایراد بنی اسرائیلی

ایرادهای بیجا و بهانه جویانه، درخواست های غیر قابل قبول

 

این آشی است که خودم برای خودم پختم

این مشکلی است که خودم برای خودم به وجود آوردم

 

این امامزاده کور میکنه که شفا نمیده

کسی که نه تنها سودی نمی رساند و نمی توان به حرفها و وعده هایش امید داشت، بلکه ممکن است ضرر هم برساند

 

این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست

این دفعه دیگه مثل دفعه های قبل نیست، جدی تر است

 

این حرفها واسه فاطی تنبون نمیشه

خطاب به آدم بدحساب که به جای ادای دین فقط حرف بزند و پشت هم اندازی کند

 

این خر نشد خر دیگه، پالون میدوزم رنگ دیگه

کسی که بودن یا نبودن کسی و یا عوض شدن و تغییر چیزی، کار یا موقعیتی و یا هر چیز دیگر برایش فرقی نمی کند

 

این خط این نشون

تهدید و اصرار کاری همراه با رسم علامت به اضافه یا ضربدر مانند روی کف دست یا زمین یا هر جای دیگر

 

این رشته سر دراز دارد

هنگامی که موضوعی یا دعوایی یا گرفتاری شروع می شود تا به نتیجه رسیدن آن مراحل و یا زمان زیادی وجود دارد

 

این قبایی است که برای تو دوخته شده

این کار یا این شخص و این چیز درست در حد و شأن توست و به درد تو می خورد

 

این گوی و این میدان

در مواردی که بخواهند برای انجام کاری فرصتی در اختیار کسی قرار دهند می گویند

 

این نیز بگذرد

همه چیز در این دنیا از شادی تا غم گذرا و تمام شدنی است

 

این کلاه برای سرت گشاده (یا این لقمه برای دهنت بزرگه)

در جواب کسی می گویند که درخواست بزرگی بیشتر از حد و لیاقتش بکند، مثل درخواست شغل یا خواستگاری از دختری که بالاتر از خودش باشد

 

این یک تومن را بگیر جواب بده

به کسی که بدلیل اخم و بد اخلاقی یا از روی غرور و افاده نخواهد حرف بزند می گویند

 

 

   حرف - آ

 

آب آبادانی می آورد
هر جا که آب هست زندگی هم هست

 

آب از آب تکون نخورده

هیچ اتفاقی نیفتاده

 

آب از دستش نمی چکد

اشاره به آدم بسیار خصیص

 

آب از سرچشمه گل آلود است

کار از بیخ عیب دارد، مشکل از اصل و اول کار است

 

آب از لب و لوچه راه افتادن. یا آب دهان کسی راه افتادن

از فرط میل و رغبت بیخود شدن، تحریک شدن اشتها یا به کسی متمایل شدن


آب باریکه
درآمد و روزی کم اما مستمر و همیشه

 

آب به آب بخوره زور بر می داره

اتحاد و همبستگی موجب قدرت است

 

آب به آب شدن

از جایی به جایی رفتن

 

آب پاکی روی دست کسی ریختن

آخرین جواب رد را به کسی مثل خواستگار یا طلبکار دادن

 

آب تو دلش تکون نمی خوره

اشاره به آدم راحت و بی دغدغه و آسوده، کسی که هیچ زحمت و اذیت و فشاری برایش وجود ندارد

 

آب خوش از گلو پایین نرفتن

از فرط غم و غصه با ناراحتی زندگی کردن، زندگی را با غم و سختی گذراندن

 

آب در هاونگ کوبیدن

کار عبث و بیهوده انجام دادن

 

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم

از داشتن چیزی یا نعمتی بی اطلاع بودن یا قدر آن را ندانستن و یا خود داشتن و از دیگران طلب